معنی درویشداری
6 بازدید
[ دَرْ ] (حامص مرکب) حالت و عمل درویش دار. درویش نوازی. تیمارداری درویشان : انصاف در آن است که در همدان اگر امن باشد هیچ شهری در اسلام مقابل آن نباشد از فراخی نعمت و درستی هوا و آب و غریب دوستی و درویش داری. (مجمل التواریخ و القصص).
کلمات همقافیه با «درویشداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر