معنی دروا کرده
8 بازدید
[ دَرْ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نعت مفعولی از دروا کردن. رجوع به دروا کردن شود. || حجاب برداشته و بار عام داده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دروا کرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر