معنی درهم برهم
7 بازدید
[ دَ هَ بَ هَ ] (ص مرکب) درهم و برهم. پریشان و بی نظام. (آنندراج). در هرج و مرج افتاده و پریشان شده. (ناظم الاطباء). آشفته. مشوش. شلوغ پلوغ. ریخته پاشیده. (یادداشت مرحوم دهخدا). || ویران و خراب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «درهم برهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر