معنی درمخیدن
6 بازدید
[ دَ مَ دَ ] (مص مرکب) مخیدن. (یادداشت مرحوم دهخدا). درمجیدن. برمجیدن. خزیدن : سبک نیک زن سوی چاکر دوید برهنه به اندام من درمخید.رودکی. رجوع به مخیدن شود.
کلمات همقافیه با «درمخیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر