معنی درمخوار
8 بازدید
[ دِ رَ خوا / خا ] (نف مرکب) هزینه کنندهٔ درم. که درم نگاه ندارد و بر هم نینبارد. مقابل درم دوست و درم جوی : تا درم خوار و درم بخش بود مرد سخی تا درم جوی و درم دوست بود مرد لئیم. فرخی.
کلمات همقافیه با «درمخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر