معنی درم‌خریده

معنی درم‌خریده

7 بازدید
[ دِ رَ خَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) درم خرید. بنده. (شرفنامهٔ منیری). زر خرید. مملوک. برده. غلام. عبد. امه. مولی : گروهی را عبیدالشراء گویند، ایشان بندگان درم خریده بودند، گفتند ایشان سی هزار مردند. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۵۹). این شش ملک [ فرزندان بوسعید در شهر لحسا ] بر یک تخت بنشینند و شش وزیر بر تختی دیگر و هر کار که باشد به کنکاج یکدیگر می سازند و ایشان را در آن وقت سی هزار بندهٔ درم خریدهٔ زنگی و حبشی بود. (سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۱۱۰). همهٔ سپاه سالاران و سراهنگان و طبقات لشکر را همچون بندگان درم خریده داشتندی و همگان را گوشوار بندگی در گوشها کرده بودندی. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۴۳). بنده شَوَمت درم خریده زین جنس گَرَم کنی تو آزاد.مسعودسعد. دستینه بسته بربط و گیسو گشاده چنگ یعنی درم خریدهٔ عیدیم و چاکرش.خاقانی. سلام من که رساند به پهلوان جهان جز آفتاب که چون من درم خریدهٔ اوست. خاقانی. من که بودم درم خریدهٔ او برگزیدم همان گزیدهٔ او.نظامی. گوهر کان حرم دریدهٔ اوست کان گوهر درم خریدهٔ اوست.نظامی. آن به که درم خریدهٔ تو سرمه نبرد ز دیدهٔ تو.نظامی. در ولایت درم خریدهٔ من وز ولینعمتان دیدهٔ من.نظامی. خواب نرگس، خمار دیدهٔ او ناز نسرین، درم خریدهٔ او.نظامی. دوستی از درم خریده مجوی پرده داری ز پس دریده مجوی.اوحدی. این دیه را دارای بن دارا بنا کرده است و بنام درم خریدگان خود نام نهاده. (تاریخ قم ص ۸۴). احواص را هفتاد بندهٔ درم خریده بود. (تاریخ قم ص ۲۵۵). با درم خریدگان مزاح مکنید. (منسوب به نوشیروان).

کلمات هم‌قافیه با «درم‌خریده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید