معنی دراز گزاردن
7 بازدید
[ دِ گُ دَ ] (مص مرکب) طول دادن گفتار یا تعبیری. - دراز گزاردن نماز؛ طول دادن آن : کلید در دوزخست آن نماز که در چشم مردم گزاری دراز.سعدی.
کلمات همقافیه با «دراز گزاردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر