معنی درآمیختگی
6 بازدید
[ دَ تَ / تِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی درآمیخته. اختلاط. امتزاج. آمیزش. خلط. مزج. || تشویش. آشفتگی. (ناظم الاطباء). - درآمیختگی رای؛ شک و تردید و حیرت. و رجوع به آمیختگی و آمیختن شود.
کلمات همقافیه با «درآمیختگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر