معنی درآمل
7 بازدید
[ دَ مُ ] (اِخ) نام موضعی است که شرابی بغایت خوب از آن آرند. (از فرهنگ جهانگیری): می درآملی ای جان بیار تا بخوریم که سوی آب درآمل ز خاک تشنه تریم. سراج الدین قمری.
کلمات همقافیه با «درآمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر