معنی درآب
6 بازدید
[ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه، در ۸۵۰۰گزی جنوب خاوری مرزبانی و یک هزارگزی فیروزآباد. دامنه. سردسیر و دارای ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، توتون، لبنیات، مختصر قلمستان و میوجات. شغل اهالی زراعت، قالیچه، جاجیم و گلیم بافی و راه آن مالرو است که تابستان از طریق زرین و پیر کاشان اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ دَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حتکن بخش زرند شهرستان کرمان، در ۴۲هزارگزی شمال خاوری زرند. سر راه مالرو خانوک به زاور. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سیرچ بخش شهداد شهرستان کرمان، در ۶۶هزارگزی جنوب باختری شهداد. سر راه مال رو کرمان به سیرچ. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش راور شهرستان کرمان، در ۳۴هزارگزی شمال باختری راور و هفت هزارگزی شمال راه فرعی راور به کوهبنان. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه، در ۱۰هزارگزی جنوب کوزران و ۲هزارگزی جنوب چلوی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «درآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر