معنی درآباد
7 بازدید
[ دُ ] (اِ مرکب) جای در فراوان.[ دُ ] (اِخ) ده از دهستان ایزدموسی بخش مرکزی شهرستان اردبیل، واقع در ۱۸هزارگزی باختر اردبیل و ۱۰هزارگزی راه شوسهٔ اردبیل به تبریز. کوهستانی، معتدل، و بر حسب سرشماری ۱۳۳۵ دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب از رود آغ امام. محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «درآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر