معنی دب اصغر

معنی دب اصغر

7 بازدید
[ دُبْ بِ اَ غَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خرس کهین. خرس کوچک. || (اِخ) خرس کوچک. هفت اورنگ کهین. سریر فلک. بنات النعش اصغر. ضواجع. (مهذب الاسماء). خرس خرد. (التفهیم). بنات النعش صغری. هفت برادران خرد. اولین از نوزده صورت شمالی قدما و آنرا بنات نعش صغری نیز گویند و آن هفت ستاره است چهار آنرا نعش گویند و سه را بنات. (مفاتیح). یکی از صور فلکی شمالی که از همهٔ صور به قطب شمال نزدیکترست و آن بصورت خرسی خرد توهم شده است و بنات نعش صغری و فرقدان و جدی درین مجموعه باشد و آنرا کلب نیز گویند و بفارسی هفتورنگ کهین گویند. (یادداشت مؤلف). صورت خرسی است ایستاده بنزدیک قطب شمالی عالم و کواکب او هفت است و عرب آنرا بنات نعش صغری خوانند. نام صورتی است از صور فلکیه از ناحیهٔ شمالی و به خرس کوچک ماننده کرده اند و آن هفت ستاره است از ستارگان نزدیک به قطب شمالی سه از آن ستارگان بر دنب وی قرار دارد و چهار دیگر بشکل مربع مستطیل بر اندام وی جای داده شده است. از صور چهل وهشتگانه بیست ویک صورت در جانب شمالند و کواکب او سیصدوشصت و از آن جمله سیصدوسی ویک در نفس صورتند و بیست ونه در حوالی آن و نزدیکتر کواکب به قطب شمال کواکب دب اصغرند و کواکب او دوازده اند هفت از آن جمله در نفس صورت و پنج خارج و آن هفت را که در نفس صورت اند عرب بنات النعش صغری خوانند، چهار از آن که بشکل مربع اند نعش و سه که بر دنب اند بنات و از چهار باز آن دو را که روشن ترند فرقدان خوانند و یکی را که بر طرف جدی گویند و قبله را بدان شناسند. (نفائس الفنون). و جمله ستارگان خرس کوچک را بنات النعش خرد خوانند زیرا که نهادشان مانند نهاد آن هفت روشن است که ایشانرابه پارسی هفت اورنگ و به تازی بنات النعش بزرگ خوانند اما نعش آن <۵۳۰۶۴۰۰۷۰۱۱۰۴۵۹۰۱>... چهاراند که بر مانندگی تخت چهارسواند و بنات آن سه اند که بر درازاء نه راست نهاده است. (التفهیم ص ۱۰۰). نام صورتی از صور فلکیه از ناحیهٔ شمال و آن بصورت خرسی ایستاده توهم شده است و کواکب او هفت است، عرب او را بنات النعش صغری خوانند و چهار کوکب که نعش اند بر شکل مربعی اند منحرف بر بدل او و بنات او سه کوکب است که بر دنب اوست بر خطی منحرف و از صورت بیرون یک کوکب است و آن کوکب را که بر طرف دنب است جدی خوانند و از دلائل قبله یکی اوست که او نزدیکترین کوکبی است به قطب شمال از کواکبی که رصد کرده اند و آن دو کوکب روشن که از نعش است فرقدان خوانند. و کوکب جدی را مداریست بر گرد قطب بروج بحرکت خاص او یعنی حرکت فلک کواکب ثابته و این از مدارات عرضی است و هرگز مختلف نشود و بعد از این کوکب از قطب بروج همچند بعد قطب عالم است از قطب بروج پس لازم آید که قطب عالم بر این مدار بود و این کوکب در روزگارهای دراز بقطب عالم رسد و بر وی منطبق شود و قطب بروج را نیز مداری است بر گرد قطب عالم باشد بحرکت فلک اعظم و این هر دو مدار همچند یکدیگرند و یکدیگر را تقاطع کنند هر آینه بر دو نقطه و جدی را بر گرد قطب عالم نیز مداریست و آن مختلف شود در بزرگی و خردی و غایت بزرگی او آن وقت بود که نصف قطر بود همچند قطر مدار جُدی باشد برگرد قطب بروج و غایت خردی او را حدی نیست که در خردی بحدی رسد که از آن خردتر نتواند بود پس معدوم گردد و کواکب جدی بر قطب عالم منطبق شود و در روزگار ما نصف قطر او بمقدار یک گز و نیم است به رأی العین و از این دوایر کیفیت آنچه گفتیم تصور توان کردن. (از جهان دانش). و نیز رجوع به التفهیم بیرونی ص ۹۹ و ۱۰۰ و صور الکواکب عبدالرحمان صوفی ص ۲۷ شود.

کلمات هم‌قافیه با «دب اصغر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید