معنی دب اکبر

معنی دب اکبر

6 بازدید
[ دُبْ بِ اَ بَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) خرس بزرگ. || (اِخ) خرس بزرگ از صور شمالیست. (التفهیم). صورت چهارم از صور شمالیهٔ فلکی قدماء و آنرا بنات نعش کبری نیز گویند. (مفاتیح العلوم). بنات النعش کبری. صورتی از صورتهای فلکی و به خرس بزرگ مانند کرده اند و آن بیست وهفت ستاره است بر صورت و هشت ستاره است بر پیرامون صورت. نام یکی از صور فلکی شمالی و نعش یا سریر و بنات النعش کبری و عناق و قائد و سها در این صورت واقعست و صورت را بفارسی هفتورنگ مهین گویند. هفت برادران کلان. دختران نعش بزرگ. <۵۳۰۶۴۰۰۷۰۱۱۰۴۶۰۰۱>... هفتورنگ. کوکب قطبی. صورت کلان خرس است از ترکیب کواکب شمالی قریب قطب شمال و آنرا بنات النعش کبری گویند. (از غیاث اللغات). نام صورتی از صور فلکیه از ناحیهٔ شمالی و آنرا بصورت خرسی توهم کرده اند بزرگتر از دب اصغر و کواکب او بیست وهفت است و از جملهٔ کواکب وی هفت کوکب است که عرب او را بنات النعش کبری خوانند و چهار بر بدن اوست و سه بر ذنب او و آنرا که بر طرف ذنب است قائد خوانند و آن دیگر را که بدو نزدیکترست عناق خوانند و آن دیگر که به رستن جای ذنب جون خوانند و بنزدیک عناق کوکبی است خرد او را سها خوانند. (از جهان دانش). از جمله صور کواکبی است و از کواکب او بیست وهفت در صورت اند و هشت در حوالی آن و چهار از آن جمله که بر شکل مربع مستطیل واقعند و روشن با سه که بر ذنب اند بنات النعش کبری خوانند و آنرا که در میانست عناق و آن را که بر اصل ذنب الجون و بالای عناق ستارهٔ کوچکی باشد ملاصق بدو که از غایت صغر روشنائی چشم بدان اعتبار کنند آنرا سها خوانند و بعضی ستاره کوچک و در ذنب او کوکبی دیگر روشن باشد که آنرا قاعده خوانند و بر سه پای تحت کواکب نعش و بنات شش کوکب اند بر هر یکی دو که آنرا فقرات ظبی خوانند و هر دو را از آن فقره، بواسطهٔ آنکه بمثابت ظلف آهو باشند و آنرا که بر پای راست بود فقرهٔ اول خوانند. صرفه کوکب روشنی است بر ذنب اسد پیوسته در پی او باشد و ظفر کوکبی چند مجتمع اند بالای صرفه که عرب آنرا هلبه و ثعبان خوانند و هفت کواکب را که سر و سینه و گردن و زانوی او باشد بشکل نصف دائره سر بنات النعش و حوض نیز خوانند و کواکبی را که برابر او و هردو چشم و گوش او باشند ظبا چنانکه گویند «ان الظبا لما قرت من الهبله وردت الحوض» و هشت کوکب دیگر را که بر حوالی صورتند دو را از آن جمله که میان هلبه و قایدند یکی روشن تر از دیگری کبدالاسد خوانند و شش دیگر را که در زیر فقرهٔ ثالثه اند سه را که روشن ترند ظبا و سه دیگر را اولاد ظبا خوانند. (نفایس الفنون). قبل از کشف قطب نما مردم فنیقیه راه دریائی را از دب اصغر می یافتند و دیگران از دب اکبر. (ایران باستان ج ۲ ص ۱۸۶۱).

کلمات هم‌قافیه با «دب اکبر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید