معنی دایمالمرض
4 بازدید
[ یِ مُلْ مَ رَ ] (ع ص مرکب) پیوسته بیمار. همیشه رنجور. پیوسته دردمند. که هماره رنجور بود. رجوع به دائم المرض شود.
کلمات همقافیه با «دایمالمرض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر