معنی دایمالخمر
5 بازدید
[ یِ مُلْ خَ ] (ع ص مرکب) باده پرست. همیشه مست. مست مدام. پیوسته مست. دائم الخمر. سکیر. سکور. که پیوسته شراب خورد. رجوع به دائم الخمر شود.
کلمات همقافیه با «دایمالخمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر