معنی دایمالمعروف
6 بازدید
[ یِ مُلْ مَ ] (ع ص مرکب) پیوسته سرشناس. همیشه زبانزد. همه گاه شناخته شده : توقعست ز انعام دایم المعروف زبهر آنکه نه امروز میکند افضال.سعدی.
کلمات همقافیه با «دایمالمعروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر