معنی داوری خوردن
7 بازدید
[ وَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) از حکم قضا فرمان بردن. به حکومت و حکمیت گردن نهادن. پذیرفتن عقوبت.
کلمات همقافیه با «داوری خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر