معنی داوری انداختن
7 بازدید
[ وَ اَ تَ ] (مص مرکب) داوری افکندن. داوری بپا کردن. رجوع به داوری شود. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «داوری انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر