معنی داورزن
6 بازدید
[ وَ زَ ] (اِخ) یکی از بخشهای شهرستان سبزوار و در باختر آن واقع و محدودست: از شمال به کوه جغتای و زواک و اندقان. از خاور به بخش حومه. از جنوب به خارتوران و دهستان همائی از بخش ششتمد. و از باختر به بخش عباس آباد از شهرستان شاهرود. این بخش از سه دهستان بنام فرنیان، باشتین و گاه تشکیل شده است و ۴۸ آبادی بزرگ و کوچک دارد مجموع نفوس آن ۲۵۶۸۷ نفرست. کلیهٔ قراء بخش در اطراف مسیر شوسهٔ مشهد به تهران واقعند قسمتی از آنها در دامنهٔ کوه قرار دارند. هوای قرائی که در جنوب شوسه واقعند هر چه بطرف کال شور نزدیک می شوند گرم تر میشود مخصوصاً بواسطهٔ همجوار بودن با خارتوران بادهای سوزان شدیدی در جنوب این بخش در جریان است. آب مزروعی کلیه آبادیها در دامنهٔ کوه جغتای و اندقان و زواک، چشمه سار و رودخانه و در جنوب بخش از قنوات تأمین میشود. محصول عمدهٔ بخش غلات و پنبه و زیره و کنجد و انواع میوه. شغل مردان زراعت و کسب صنایع دستی زنان بافتن پارچه های نخی و کرباس و شال است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ وَ زَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز بخش داورزن شهرستان سبزوارست. این قصبه در باختر شهر سبزوار و سر راه شوسهٔ عمومی مشهد به تهران واقع و ۶۵۰ سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و میوه و پنبه و کنجد و زیره و شغل اهالی زراعت و کسب و مالداری و قالیچه بافی و راه آنجا اتومبیل روست. بخشداری، ژاندارمری، نمایندگی آمار و دبستان دارد و آسایشگاهی در زمان رضاشاه ساخته شده است که اینک بخشداری در آن سکنی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). || نام محلی کنار راه شاهرود و نیشابور میان کاهک و سودخر در ۶۰۰۸۰۰ گزی تهران.
کلمات همقافیه با «داورزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر