معنی داورستان
6 بازدید
[ وَ رِ ] (اِ مرکب) دارالقضاء. محکمه. عدالتگاه. (آنندراج). دیوانخانه. دیوان عدالت : سرهنگان او را ستدند و در چهارسو بردند جای داورستان. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۳۵۰).
کلمات همقافیه با «داورستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر