معنی داود عمون
7 بازدید
[ وو عَ مْ مو ] (اِخ) ابن انطون عمون شاعری نیکوشعر و از مردان قضاست در دیرالقمر لبنان زاده شد و به مصر رفت و اقامت اختیار کرد. پس از چندی به لبنان بازگشت و عهده دار مشاغلی چند گردید. (از الاعلام زرکلی چ ۱ ج ۱ ص ۳۰۳).
کلمات همقافیه با «داود عمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر