معنی داود غوری
7 بازدید
[ وو دِ ] (اِخ) (پهلوان...) از سرداران شیراز بود بعهد شاه شجاع و ممدوح حافظ شیرازی. وی بکمک امیر سیورغتمش برای مقابله با شاه شجاع بیامده بود. و پس از غلبهٔ شاه شجاع با امیر سیورغتمش در قلعهٔ سلیمانی متحصن شد ولی از آنجا خود را خلاص داد و به شیراز بازگشت و امیر سیورغتمش تسلیم شاه شجاع شد. (از تاریخ گزیده چ اروپا ص ۷۰۰).[ وو دِ ] (اِخ) (ملک...)نام امیری که از جانب والی هرات در اواسط قرن هشتم هـ . ق. بقصد تسخیر کرمان عزیمت کرد و قلعهٔ کرمان را بتصرف آورد ولی از امیر محمد مظفر شکست خورد و راه ولایت خویش در پیش گرفت (۷۴۱ هـ . ق.). رجوع به حواشی تاریخ وزیری چ باستانی پاریزی صص ۱۷۹ -۱۸۱ شود.
کلمات همقافیه با «داود غوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر