معنی دانشوری
6 بازدید
[ نِ وَ ] (حامص مرکب) عمل دانشور. حالت و چگونگی دانشور. دانشمندی. دانائی. حکمت و علم. (ناظم الاطباء). عالمی.
کلمات همقافیه با «دانشوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر