معنی داغ سوختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) صاحب آنندراج این ترکیب را آورده است با شواهد زیرین : کشیدم ناله از بس در غمت نی در فغان آمد بدل داغ تو چندان سوختم کآتش بجان آمد. فطرت. سینهٔ باز حسرتم رشک برون شد از درون بسکه بهر طرف درو داغ شکار سوختم. طالب آملی. خورشید تا ز داغ غمت سوخت بر جگر تا شد سپند خال ترا مجمر آینه.ثنائی.
کلمات همقافیه با «داغ سوختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر