معنی داغ حبش
6 بازدید
[ غِ حَ بَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) داغ سیاه. نشان سیاه که از داغ بر چهره یا اندام پدید آرند: روی تاجیکانه ات بنمای تا داغ حبش آسمان بر چهرهٔ ترکان یغمائی کشد. سعدی (کلیات چ فروغی، غزلیات ص ۱۱۲).
کلمات همقافیه با «داغ حبش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بش» برای سرودن شعر