معنی داغ خوردن
5 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) داغ شدن. دارای داغ گشتن. اثر داغ یافتن عضوی.
کلمات همقافیه با «داغ خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر