معنی داغجای
7 بازدید
(اِ مرکب) کیة. (منتهی الارب). موضعی از بدن که بآلت داغ سوخته و نشان کرده باشند.
کلمات همقافیه با «داغجای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر