معنی داغبناگوش
6 بازدید
[ بُ ] (ص مرکب) که بناگوش وی داغ شده باشد. که بناگوش وی بآهن تفته داغ کرده باشند.
کلمات همقافیه با «داغبناگوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر