معنی دارزین

معنی دارزین

6 بازدید
(اِخ) ده مرکزی دهستان دارزین بخش مرکزی شهرستان بم واقع در ۲۴ هزارگزی باختر بم کنار شوسهٔ بم به کرمان است. محلی است جلگه. معتدل و سکنهٔ آن ۴۲۰ تن است. آب از قنات و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت، گله داری و کرباس بافی است. راه شوسه و پاسگاه ژاندارمری و دبستان و ۱۰ باب دکان دارد.راه شوسهٔ جیرفت -رودبار از شوسهٔ کرمان- بم از این ده منشعب میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
(اِخ) یکی از دهستانهای سه گانهٔ بخش حومهٔ شهرستان بم در باختر بخش واقع و حدود آن بشرح زیر است: از طرف شمال به بخش شهداد از شهرستان کرمان از طرف خاور بدهستان مرکزی بم، از طرف جنوب و باختر بدهستان مرغک. منطقه ای است جلگه، دارای هوای گرم و معتدل که آب آن از قنوات تأمین میشود محصول عمدهٔ آن: غلات، پنبه، خرما، حنا، و انواع مرکبات است. از چهار آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۱۶۰۰ تن است. راه شوسهٔ کرمان به بم از مرکز این دهستان عبور می کند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).

کلمات هم‌قافیه با «دارزین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید