معنی دارس
6 بازدید
[ رِ ] (ع ص) محوکنندهٔ رسوم و آداب. (اقرب الموارد). || خوانندهٔ کتاب. (اقرب الموارد). || حایض. (منتهی الارب). زنیکه در حال عادت ماهانه باشد. || آنکه درس خواند. (عیون الانباء).
کلمات همقافیه با «دارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر