معنی دارزنگی
4 بازدید
[ زَ ] (اِخ) شهرکی است [ در ماوراءالنهر ] از گرد او خندق است و از حدود چغانیان است و از وی پای تابه خیزد و گلیمینه و بساط پشمین. (حدود العالم ص ۶۷). رجوع به دارزنج شود.
کلمات همقافیه با «دارزنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر