معنی داربو
8 بازدید
(اِخ) گاستن داربو. ریاضی دان فرانسوی که در شهر نیم متولد شده است، بین سالهای ۱۸۴۲ و ۱۹۱۸ م. زیسته و کار اصلی او بیشتر در محاسبات هندسی «بینهایت کوچک» بوده است.(اِ مرکب) چوب عود است که بهر بخورش سوزند. (برهان). رجوع به داربوی شود.
کلمات همقافیه با «داربو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بو» برای سرودن شعر