معنی داربهاره
5 بازدید
[ بَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان زیدون بخش حومهٔ شهرستان بهبهان در ۴۵ هزارگزی جنوب باختری بهبهان و ۸ هزارگزی باختر راه شوسهٔ آغاجاری به بهبهان. دشت گرمسیر مالاریائی و دارای ۶۴ تن سکنه است. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و حشم داری است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «داربهاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر