معنی داربوی
7 بازدید
(اِ مرکب) عود. (صحاح الفرس): تا صبر را نباشد شیرینی شکر تا بید را نباشد بوئی چو داربوی. رودکی (از صحاح الفرس).
کلمات همقافیه با «داربوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر