معنی داحضة
7 بازدید
[ حِ ضَ ] (ع ص) تأنیث داحض. حجت باطل یعنی افزاینده : با ایشان قرعه زد از جمله مدحضان آمد و مغلوبان، من قولهم ادحضت حجته اذا ابطلتها. و منه قوله:{/B حُجَّتُهُمْ دََاحِضَةٌ.۱۱-۱۲۴۲:۱۶/} (قرآن ۴۲/۱۶). و اصله من دحضت رجله اذا زلقت. و منه قوله علیه السلام: یوم تدحض فیه الاقدام. (تفسیر ابوالفتوح رازی چ ۱ ۴۵۰).
کلمات همقافیه با «داحضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر