معنی داحق
5 بازدید
[ حِ ] (ع ص) ناقه که زهدان آن بیرون آمده باشد بعد از ولادت. || مرد خشمناک. (منتهی الارب). || مرد گول. ج، داحقون. || خرمای دفزک زرد. ج، دواحق. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «داحق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حق» برای سرودن شعر