معنی داحض
5 بازدید
[ حِ ] (ع ص) لغزنده و دور شونده. (غیاث). || باطل. (غیاث): مری اش آنکه حلو و حامض است حجت ایشان بر حق داحض است.مولوی.
کلمات همقافیه با «داحض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حض» برای سرودن شعر