معنی دائم کردن
6 بازدید
[ ءِ کَ دَ ] (مص مرکب) تدمین. پیوسته کردن. همیشه کردن. بردوام کردن. مداوم کردن.
کلمات همقافیه با «دائم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر