معنی دائم شدن
7 بازدید
[ ءِ شُ دَ ] (مص مرکب) جاوید گردیدن. وصوب. (دهار). رهن. (دهار). سجو. مقاتاة. (منتهی الارب). پیوسته شدن. بردوام شدن. همیشه شدن. || پیوسته رفتن. دائم جریان داشتن.
کلمات همقافیه با «دائم شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر