معنی خیزاندن
8 بازدید
[ دَ ] (مص) بلند کردن. برخیزاندن. (یادداشت مؤلف). || اجبار بخیزیدن کردن. (یادداشت مؤلف). - برخیزاندن؛ بلندکردن. خیزاندن.
کلمات همقافیه با «خیزاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر