معنی خیاره
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) کنگره های اطراف ظروف. دندانه های لب ظرفی برای زینت. (یادداشت مؤلف).[ رَ ] (اِخ) دهی است به طبریه و در آن ده است قبر شعیب علیه السلام. (از منتهی الارب).[ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ییلان بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۱۲ هزارگزی جنوب خاوری سنندج و ۵ هزارگزی جنوب شوسهٔ سنندج بهمدان. سکنه ۵۰۰ تن. آب آن از چشمه و راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «خیاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر