معنی خیارگان
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) برگزیدگان. منتخبان : خیارگان صف پیل آن سپه بگرفت نفایگان را پی کرد و خسته کرد و نزار. فرخی.
کلمات همقافیه با «خیارگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر