معنی خیارهدار
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (نف مرکب) چیزی که پهلوهای بسیار داشته باشد. (آنندراج). کنگره دار. دندانه دار. (یادداشت مؤلف): اگر بفکر کمندت فتد خیال چمن خیاره دار بروید کدو بفصل بهار. اشرف (از آنندراج). خیاره دار نماید ز بس که موج شکست فشرده همچو خیاری دلم ز هر سویش. محمدقلی سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خیارهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر