معنی خون مردن
7 بازدید
[ مُ دَ ] (مص مرکب) منجمد شدن خون در زیر پوست بر اثر ضربه.
کلمات همقافیه با «خون مردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر