معنی خون رز
7 بازدید
[ نِ رَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) خون تاک. خون درخت انگور. کنایه از شراب انگوری باشد. (از برهان) (آنندراج) (از انجمن آرای ناصری): دوستان خون رزان پنهان کشند از دور و من آشکارا خون مژگان درکشم هر صبحدم. خاقانی. در صبوحش که خون رز ریزد ز آب یخ بسته آتش انگیزد.نظامی.
کلمات همقافیه با «خون رز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رز» برای سرودن شعر