معنی خون راه انداختن
6 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) سخت جنگ و غوغا کردن. جدال و نزاعی سخت ایجاد کردن. سخت بنزاع و جدال برخاستن: اگر بداند فلان کار شده است خون راه می اندازد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خون راه انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر