معنی خون راه افتادن
7 بازدید
[ اُ دَ ] (مص مرکب) جنگ و نزاع برپا خاستن. خونریزی واقع شدن.
کلمات همقافیه با «خون راه افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر