معنی خونفروش
7 بازدید
[ فُ ] (نف مرکب) فروشندهٔ خون. آنکه خون مقتول را بچیزی سهل معاوضه کند. (آنندراج). || آنکه خون خود را در مقابل وجهی می فروشد تا از بدن او خون بگیرند و در شیشه ها کنند و بهنگام احتیاج مریضی بخون آن را بدو تزریق نمایند.
کلمات همقافیه با «خونفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر