معنی خونسردی
7 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی خون سرد. (یادداشت مؤلف). || حلم. شکیبایی. بردباری. مقابل خون گرمی.
کلمات همقافیه با «خونسردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر