معنی خوشبوی شدن
6 بازدید
[ خوَشْ / خُشْ، شُ دَ ] (مص مرکب) عَطَر. عَبَق. عَباقة. عَباقیة. اَرَج. اَریج. (منتهی الارب). تطیاب. طیبه. طیب. (تاج المصادر بیهقی). معطر شدن. با عطر شدن. عطرناک شدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خوشبوی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر